هزاره های قصه ام ، در آسمان شب رهاست
بیا ستاره شبم ، که آسمان من سیاست
گهی که دور می شوی ، دلم ترانه می شود
بیا که آرزوی دل ، برای تو بی انتهاست
ستاره می شوی به رخ ، صد ابر تیره می کشی
دل تکیده مرا ، به تیر غمزه می کشی
تو از نگاه گرم من ، هراس می کشی به دوش
وجود خسته مرا ، به جرم عشق می کشی
به سجده می نشینمت ، به بوسه می کشانیم
از آن نگاه مهربان ، به نور می رسانیم .........